سلام دوستان

 

خوش اومدین به وبلاگم

 

امدیوارم از مطالب خوشتون بیاد

اگرم دوست داشتین توی نظرات اعلام کنین که تبادل لینک کنیم

+ نوشته شده توسط حسین فرجی در جمعه سی ام خرداد 1393 و ساعت 18:36 |

خاطره خنده دار دانشگاه

 

 

 

چند رو پیش یکی از استادامون میخواست کلاس جبرانی بذاره وقتشو انداخته بود عصر .

ازش خواستم بذاره من به جا عصر،بیام سر یکی از کلاسای صبش بشینم

اونم قبول کرد ولی گفت اگه صبح اومدی ازت سوال میپرسما.

منم برگشتم گفتم باشه عیب نداره هرچی دوس داری بپرس........

پرسیدن که عیب نیست ندونستن عیبه(^_^)
.
.
.
فقط چون ترم اولیم و زیاد با فضا آشنا نیستم کار خاصی باهام نکرد

خودم میدونم چه سوتی دادم

 

منبع : 4jok.com

 

اگه تمایل به تبادل لینک با ما رو دارین اینجا رو کلیک کنین


برچسب‌ها: خاطره های خنده دار, خاطره دانشگاه
+ نوشته شده توسط حسین فرجی در جمعه بیست و پنجم مهر 1393 و ساعت 11:17 |

پ ن پ خنده دار - تمارض

 

 

 

یارو با 160 تا سرعت زده به یه عابر پیاده ، عابره پرت شده 20 متر اونطرفتر افتاده زمین هیچ تکونیم نمیخوره.دوستم میگه یعنی مرده؟
میگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ داره تمارض میکنه پنالتی بگیره

 

رفتم فروشگاه به فروشنده ميگم پوشك بچه داري برگشته ميگه واسه بچه ات ميخاي ؟

گفتم پ ن پ واسه كودك درونم ميخام كه وقتي صبح از خواب پا ميشم دهنم بو نده

يارو گفت بي ادب

 

منبع : 4jok.com

 

اگه تمایل به تبادل لینک با ما رو دارین اینجا رو کلیک کنین


برچسب‌ها: پ ن پ خنده دار, پ ن پ سال 93
+ نوشته شده توسط حسین فرجی در سه شنبه پانزدهم مهر 1393 و ساعت 18:9 |

مورد داشتیم - منو بگیر

 

 

مورد داشتیم:
ﻳﻪ ﺑﺎﺭ ﺑﻪ ﻳﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﮔﻔﺘﻢ : ﻣﻴﮕﻴﺮﻡ ﻣﻴﺰﻧﻤﺘﺎ
ﺩﺭ ﻛﻤﺎﻝ ﻧﺎﺑﺎﻭﺭﻯ ﮔﻔﺖ " : ﺗﻮ ﻣﻨﻮ ﺑﮕﻴﺮ
ﻫﺮﭼﻘﺪﺭ ﺩﻟﺖ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﺰﻥ :|

 

مورد داشتیم طرف رفته خواستگاری ازدواج کرذه دو تا بچم داره الان به خوبی و خوشی دارن زندگی میکنن 
.
.
.
.
.
.
خو کجا میای چیه ؟؟
چشم نداری خوشبختی مردم و ببینی دنبالم راه میوفتی حتما یه اتفاق بیوفته واسشون

پس اون حس انسان دوستانت چی؟؟؟
نچ نچ واقعا متاسفم

 

منبع : 4jok.com

 

اگه تمایل به تبادل لینک با ما رو دارین اینجا رو کلیک کنین


برچسب‌ها: مورد داشتیم, طنز مورد داشتیم
+ نوشته شده توسط حسین فرجی در پنجشنبه سی ام مرداد 1393 و ساعت 22:33 |

جوک خنده دار - ممد

 

 

 

ﯾﮑﯽ الان ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺯﻧﮓ ﺯﺩ ﮔﻔﺖ : ممد ﺍﻭﻧﺠﺎﺳﺖ؟/

ﮔﻔﺘﻢ : ﻧﻪ ﻧﯿﺴﺖ ...

ﮔﻔﺖ : ﭘﺲ ﺍﮔﻪ ﺍﻭﻣﺪ ﺑﮕﻮ ﺯﻭﺩ ﺑﯿﺎﺩ ﺧﻮﻧﻪ... :|

ممد ﺍﮔﻪ ﺍﯾﻦ ﭘﺴﺖ ﺭﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ﺑﺮﻭ ﺧﻮﻧﻪ ﻧﮕﺮﺍﻧﺘﻦ!!...

این پست رو به اشتراک بزارین تا این ممد زودتر پیدا شه 

 

اینم عکس چند تا از این جوونای بیکار و بی عار!!!

 

 

منبع : m7a7.blogfa.com

 

اگه تمایل به تبادل لینک با ما رو دارین اینجا رو کلیک کنین


برچسب‌ها: جوک خنده دار, جوک
+ نوشته شده توسط حسین فرجی در چهارشنبه بیست و نهم مرداد 1393 و ساعت 18:48 |

داستان طنز - امانت مادر

 

 

 

تو خیابون یه مرد میانسالی جلومو گرفت , گفت : آقا ببخشید, مادر من تو اون آسایشگاه روبرو نگهداری میشه

من روم نمیشه چشم تو چشمش بشم چون زنم مجبورم کرد ببرمش اونجا, این امانتی رو اگه از قول من بهش بدید خیلی لطف کردید.


قبول کردم و کلی هم نصیحتش کردم که مادرته بابا, اونم ابراز پشیمونی کرد و رفتم داخل آسایشگاه, پیر زن رو پیدا کردم, گفتم این امانتی مال شماس, گفت حامد پسرم تویی؟

گفتم نه مادر, دیدم دوباره گفت حامد تویی مادر؟


دلم نیومد این سری بگم نه , گفتم آره, پیرزنه داد زن میدونستم منو تنها نمی ذاری


شروع کرد با ذوق به صدا کردن پرستار که دیدی پسر من نامهربون نیست؟


پرستاره تا اومد گفت شما پسرشون هستید؟


تا گفتم آره دستمو گرفت, گفت 4 ماه هزینه ی نگهداری مادرتون عقب افتاده , باید تسویه کنید


حالا از من هی غلط کردم واینکه من پسرش نیستم ولی دیگه باور نمی کردن


آخر چک و نوشتم دادم دستش, ولی ته دلم راضی بود که باز این پیر زن و خوشحال کردم , هر چند که پسرش خیلی ... بود.


اومدم از پیرزنه خدافظی کنم تا منو دید گفت دستت درد نکنه , رفتی بیرون به پسرم حامد بگو پرداخت شد , بیا تو مادر!!!

 

منبع : 4jok.com

 

اگه تمایل به تبادل لینک با ما رو دارین اینجا رو کلیک کنین


برچسب‌ها: داستان طنز, داستان طنز کوتاه
+ نوشته شده توسط حسین فرجی در یکشنبه بیست و ششم مرداد 1393 و ساعت 14:27 |

داستان توهم یه فردی (طنز)

 

 

 

مَردی , شب موقع برگشتن از ده پدری تو شمال اطرف اردبیل، جای این که از جاده اصلی بیاد، یاد باباش افتاده که می گفت؛ جاده قدیمی با صفا تره و از وسط جنگل رد میشه!
 
این‌طوری تعریف می‌کنه: من احمق حرف بابام رو باور کردم و پیچیدم تو خاکی، ٢٠کیلومتر از جاده دور شده بودم که یهو ماشینم خاموش شد و هر کاری کردم روشن نمیشد.
 
وسط جنگل، داره شب میشه، نم بارون هم گرفت. اومدم بیرون یکمی با موتور ور رفتم دیدم نه می‌بینم، نه از موتور ماشین سر در می‌ارم!
 
راه افتادم تو دل جنگل، راست جاده خاکی رو گرفتم و مسیرم رو ادامه دادم. دیگه بارون حسابی تند شده بود.
 
با یه صدایی برگشتم، دیدم یه ماشین خیلی آرام و بی‌صدا بغل دستم وایساد. من هم بی‌معطلی پریدم توش.
 
اینقدر خیس شده بودم که به فکر این که توی ماشینو نیگا کنم هم نبودم. وقتی روی صندلی عقب جا گرفتم، سرم رو آوردم بالا واسه تشکر، دیدم هیشکی پشت فرمون و صندلی جلو نیست!!!
 
خیلی ترسیدم. داشتم به خودم می‌اومدم که ماشین یهو همون طور بی‌صدا راه افتاد.
 
هنوز خودم رو جفت و جور نکرده بودم که تو یه نور رعد و برق دیدم یه پیچ جلومونه!
 
تمام تنم یخ کرده بود. نمی‌تونستم حتی جیغ بکشم. ماشین هم همین طور داشت می‌رفت طرف دره.
 
تو لحظه‌های آخر خودم رو به خدا این قدر نزدیک دیدم که بابا بزرگ خدا بیامرزم اومد جلو چشمم.
 
تو لحظه‌های آخر، یه دست از بیرون پنجره، اومد تو و فرمون رو چرخوند به سمت جاده.
 
نفهمیدم چه مدت گذشت تا به خودم اومدم. ولی هر دفعه که ماشین به سمت دره یا کوه می‌رفت، یه دست می‌اومد و فرمون رو می‌پیچوند.
 
از دور یه نوری رو دیدم و حتی یک ثانیه هم تردید به خودم راه ندادم. در روباز کردم و خودم رو انداختم بیرون. این قدر تند می‌دویدم که هوا کم آورده بودم.
 
دویدم به سمت آبادی که نور ازش می‌اومد. رفتم توی قهوه خونه و ولو شدم رو زمین، بعد از این که به هوش اومدم جریان رو تعریف کردم.
 
وقتی تموم شد، تا چند ثانیه همه ساکت بودند، یهو در قهوه خونه باز شد و دو نفرخیس اومدن تو، یکیشون داد زد: ممد نیگا! این همون احمقیه که وقتی ما داشتیم ماشینو هل میدادیم سوار ماشین ما شده بود.
 
 
منبع : 4jok.com
 
 

برچسب‌ها: داستان طنز, داستان توهم
+ نوشته شده توسط حسین فرجی در جمعه بیست و چهارم مرداد 1393 و ساعت 12:50 |

خاطره خنده دار-یاس

 

 

 

جمعه درجمع فامیل نشسته بودیم،داشتیم تلویزیون میدیدیم،آهنگ به طاهابه یاسین پخش میشد.
همه داشتن اظهارفضل میکردن.شوهرخالم برگشت گف این دکلمه خ قشنگه،خوانندش کیه؟
پسردایی هنرمندم جوگیرشد بااعتمادبه نفس 
گفت: علی نافی !!!
مدیونین فک کنین منظورش علی فانی بودا !!
خدایا این فامیل سوتی دهنده را ازمانگیر...

 

من رو وقتی یک سالم بود کچل کردن که موهام خوب رشد کنه. خلاصه من رو بردن تو آرایشگاه یارو هم زد کچلمون کرد منم نه از صداش ترسیدم نه چیز دیگه ساکت و مثل بچه خوب سر جام نشسته بودم. بعد که تموم شد من رو بغل کردن بردن جلو آینه ! آخه این کاری بود که کردین؟ بعدشم من تا خودمو کچل و بی مو دیدم نشستم به گریه کردن.
هر دفعه که این خاطره مرور میشه دلم می خواد همه رو کچل کنم.بله

 

منبع : 4jok.com

 

اگه تمایل به تبادل لینک با ما رو دارین اینجا رو کلیک کنین


برچسب‌ها: خاطره خنده دار, خاطره سال 93
+ نوشته شده توسط حسین فرجی در چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393 و ساعت 21:17 |

طنز فک و فامیله داریم مرداد

 

 

 

پسرخالم یه ترم بیشتر روانشناسی نخونده

می گه وایسا لایه های زیرین شخصیتتو واکاوی کنم! :|

فک و فامیله داریم؟

 

داداش کوچیکم رفته بود نون بگیره

وقتی برگشت دیدم واسه خودش یه پفکم گرفته

گفتم چرا پفک گرفتی؟

گفت : پول خرد نداشت بقیشو پفک داد

فک و فامیله ما داریم؟

 

به دختر داییم هر چی که بدم پس نمیده

یه بار یه لباس ازم خواست قرض بگیره ازش پرسیدم بهم بر می گردونی؟

پرسید لباست چه رنگیه؟

گفتم چه فرقی میکنه؟صورتیه

گفت دیگه رنگشو نمی بینی

اینم فک و فامیله دزد تو روز روشنه داریم

 

منبع : namakstan.ir

 

اگه تمایل به تبادل لینک با ما رو دارین اینجا رو کلیک کنین


برچسب‌ها: فک و فامیله داریم, طنز فامیله داریم ما
+ نوشته شده توسط حسین فرجی در سه شنبه بیست و یکم مرداد 1393 و ساعت 0:44 |

نوشته فک و فامیله دارم من

 

 

 

صبح سر سحر بابام از سر میز پا شد

یهو می پره با دست نوک دماغمو می گیره،همچین کشید که هنوز درد میاد

می گم : واسه چی اینجوری می کنی؟

می گه : داشتم سر می خوردم خرطوم تو رو گرفتم سر نخورم.

اینم فک و فامیله ما داریم ؟

 

مامانم گیر داده یه موسیقی براش دانلود کنم

می گم :  اسمشو بگو ؟

می گه : نه اسم خودشو می دونم نه خوانندشو ولی اولش یه ریتمی داره مثل  دیدینگ دیدینگ دینگ

شما بگین الان من چی سرچ کنم توی نت ؟

واقعا فک و فامیله ما داریم ؟

 

منبع : namakstan.ir

 

اگه تمایل به تبادل لینک با ما رو دارین اینجا رو کلیک کنین


برچسب‌ها: فک و فامیله دارم من, فک و فامیله دارم
+ نوشته شده توسط حسین فرجی در شنبه هجدهم مرداد 1393 و ساعت 23:40 |

پ ن پ های خنده دار سال 93

 

 

 

مامانم سفره پهن کرده بود بهش گفتم میخوای شام بیاری؟

گفت: پـَـــ نــه پـَـــ میخوام گلای سفره رو آب بدم

 

رفتم جلسه ثبت نام ۱ساعت وایسادم

یارو اومده میگه میخوای ثبت نام کنی؟

پـَـــ نــه پـَـــ اومدم حالتو احوالتو سفید رویتو سیه مویتو ببینم بروم.

 

میگم دیشب یه پشه اومده بود تو اتاقم

میگه کشتیش؟

پـَـــ نــه پـَـــ اومدم بِزنم، نتونستم ، خونِ من تو رگهاش جریان داشت! ،یهو گفت بابا …!! بعدشم نشَستیم دوتایی تا صبح گریه کردیم ، گوشه اتاق!

 

منبع : namakstan.ir

 

اگه تمایل به تبادل لینک با ما رو دارین اینجا رو کلیک کنین


برچسب‌ها: پ ن پ خنده دار, پ ن پ سال 93
+ نوشته شده توسط حسین فرجی در جمعه هفدهم مرداد 1393 و ساعت 12:36 |

طنز پ ن پ

 

 

 

دارم به خواهر زادم دیکته میگم  رسیده آخر خط میگه دایی برم سر خط ؟!

پـَـــ نــه پـَـــ بقیشو رو فرش بنویس !

 

دوستم زنگ زده میگه چکار میکنی؟ میگم ماشینمو آوردم تعمیرگاه

میگه مگه خرابه ؟

پـَـــ نــه پـَـــ آوردمش تعمیرگاه عیادت دوستای مریضش

 

رفتم دندونپزشکی به دکتره میگم آقای دکتر این دندون عقلم کج دراومده اومدم حسابشو برسی!

دکتره میگه یعنی میگی بکشمش؟!

پـَـــ نــه پـَـــ گفتم دکتری یکم نصیحتش کنی بلکه آدم شه!!!

 

منبع : namakstan.ir

 

اگه تمایل به تبادل لینک با ما رو دارین اینجا رو کلیک کنین


برچسب‌ها: پ ن پ, طنز, پ ن پ خنده دار
+ نوشته شده توسط حسین فرجی در پنجشنبه شانزدهم مرداد 1393 و ساعت 13:25 |

طنز فک و فامیله داریم ما

 

 

بعد از چند وقت از مسافرت برگشتم

نامزدم صبح ساعت 9 اس ام اس داده که بیا ببینمت منم خواب الود رفتم اونجا برداشته به من میگه این چند وقت موهات بلند شدن خیلی خوشکل شدی برو از ته بتراششون کسی نگات نکنه

میگم باشه میرم کوتاه میکنم میگه نه فقط باید بتراشیشون اخرش ب این نتیجه رسیدیم ک من موهامو نمیتراشم ایشونم به این نتیجه رسیده که من واسه حرفاش ارزش قائل نیستم

اخه این فک و فامیله ما پیدا کردیم ؟

 

من : مامان شام چی داریم گشنمه…

مامانم خطاب به بابام: شما شام میخوری ؟

بابام : نه…

مامانم خطاب به من: من که شام نمیخورم بابات هم نمیخوره، خودت پاشو یه چیزی بخور…

سه تا تخم مرغ نیمرو میکنم، میام میشینم پای سفره شروع میکنم به خوردن که:

بابام: نمیدونم چرا گشنه ام شد، من فقط یکی دو لقمه میخورم…

خانم شما نمیخوری؟

مامانم: من؟ نمیدونم… حالا یکم میخورم دیگه…

آخه فک و فامیله داریم ما ؟؟

 

منبع : namakstan.ir

 

اگه تمایل به تبادل لینک با ما رو دارین اینجا رو کلیک کنین


برچسب‌ها: طنز, فک و فامیله داریم
+ نوشته شده توسط حسین فرجی در چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393 و ساعت 12:11 |

جوک خنده دار-شاعر

 

 

شاعر میگه
"برخیز و مخور غم جهان گذران"

همین که پامیشیم میگه
"بنشین و دمی به شادمانی گذران"


واقعا آدم به حالت نيم خيز، گير ميكنه!!
جا داره مسئولين رسيدگي كنن

 

منبع : a-r-1991.blogfa.com

 

اگه تمایل به تبادل لینک با ما رو دارین اینجا رو کلیک کنین


برچسب‌ها: جوک, جوک خنده دار
+ نوشته شده توسط حسین فرجی در سه شنبه هفتم مرداد 1393 و ساعت 11:6 |

من نامزد کردم!!!

 

 

دوﺳﺘﺎن ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﺴﺘﻢ ﯾﮑﯽ ﯾﮑﯽ دﻋﻮت ﮐﻨﻢ وﻟﯽ اﻻن اﯾﻦ ﭘﺴﺘﻮ ﻣﯿﺰارم ﮐﻪ ﻫﻤﺘﻮن ﺑﺪوﻧﯿﺪ

ﻣﻦ ﻧﺎﻣﺰد ﮐﺮدم عید فطر ﻣﺮاﺳﻢ ﻧﺎﻣﺰدﯾﻤﻪ از ﻫﻤﯿﻨﺠﺎ از ﻫﻤﺘﻮن دﻋﻮت ﻣﯽﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﺗﺸﺮﯾﻒ ﺑﯿارید.

ادرس : خوزستان- ماهشهر- ناحیه صنعتی- تالار آپادانا از ﺳﺎﻋﺖ 19الي23 ﺧﻮﺷﺤﺎل ﻣﯿﺸﻢ ﺑﯿﺎﯾﺪ

ﻋﺰﯾﺰان ﺧﻮاﻫﺸﺎ ﮔﻞ , ﮐﺎدو و ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﻧﯿﺎرﯾﻦ

ﻓﻘﻂ دوﺳﺘﺎن ,داﺷﺘﯿﺪ ﻣﯽآﻣﺪﯾﺪ ﺳﺮ راه ﯾﻪﻧﺎﻣﺰد واﺳﻪ ﻣﻦ ﺑﯿﺎرﯾﺪ،با تشکر از حضور گرمتون..........

 

منبع : a-r-1991.blogfa.com

 

اگه تمایل به تبادل لینک با ما رو دارین اینجا رو کلیک کنین

 بی مزه هم خودتی!!!!!!

 

+ نوشته شده توسط حسین فرجی در دوشنبه ششم مرداد 1393 و ساعت 10:52 |

لطیفه های طنز خنده دار

 

 

 

مورد داشتیم پسره رفته خواستگاری

بعد با اجازه ی عروس و داماد خانواده هاشون رفتن تو اتاق با هم آشنا بشن !

 

چرا به کسی که چشماش سبز و آبی و اینا میگن چشم رنگی

مگه قهوه ای و مشکی رنگ نیست ؟

تبعیض تا کجا ؟

 

امروز به معنای واقعی کمبود یه مرد را توی زندگیم احساس کردم

کمبود دستهای محکم قوی و مردانه اش را…

لامصب در شیشه مربا رو هر کاری کردم باز نشد

 

مادر است دیگر

گاهی دلش می خواهد هنگام تک به تک با دروازبان از جلوی تلویزیون رد شود

 

منبع : namakstan.ir

 

اگه تمایل به تبادل لینک با ما رو دارین اینجا رو کلیک کنین


برچسب‌ها: لطیفه, لطیفه طنز, لطیفه خنده دار
+ نوشته شده توسط حسین فرجی در یکشنبه پنجم مرداد 1393 و ساعت 9:37 |

اس ام اس زیبا جدید

 

 

کسایی که ازخورد شدن شخصیت اطرافیانتون لذت میبرید

منتظر روزی باشید که دیگران ازخورد شدن شما برای انتقام لذت میبرن

 

ﺍﯾﻨﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻦ ﺑﺎ ﭘﻮﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﺎﺷﯿﺪ

ﺍﯾﻨﺎ ﻟﺬﺕ ﺗﺮﮐﻮﻧﺪﻥ ﺟﻮﺵ ﺭﻭ ﻧﭽﺸـــــــــــــــﯿﺪﻥ

 

همیشه گفتم :

ﻫﻮﺍﯼ ﺍﯾﻨﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﻥ ﻭ ﻣﯿﺨﻨﺪﻭﻧﻦ ﺭﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷـــﯿﻦ

ﺁﺧﻪ ﺍﯾﻨﺎ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﻏﺼﻪ ﻣﯿﺨﻮﺭﻥ

 

رابطــــه ای که مرد دیگه مـــــــــــــــرده

هر روز و هر دقیقه نبضشو نگیر عزیزم..!

 

منبع : namakstan.ir

 

اگه تمایل به تبادل لینک با ما رو دارین اینجا رو کلیک کنین


برچسب‌ها: اس ام اس زیبا, اس ام اس جدید
+ نوشته شده توسط حسین فرجی در پنجشنبه دوم مرداد 1393 و ساعت 22:40 |

پ ن پ خنده دار مرداد ماه

 

 

 

به مامانم گفتم مامان یه سیب بیار واسم.

مامانم گفت : می خوای بخوری؟

منم گفتم : پ ن پ می خوام ببینم قانون نیتون هنوز پابرجاست یا نه!!!

 

طرف میره نونوایی شاطر بهش میگه نون می خوای؟

اونم میگه :  پ ن  اومدم دست هامو آردی کنم برم شنگول و منگول رو گول بزنم.

 

طرف رژلب زده وگفته : رنگش خوشكله تازه خریدم,,, گفتن:نه... زیادی دخترونست

اونم گفته: پ ن پ انتظار داشتی رژلب پسرونه بزنم,;-)

 

اگه تمایل به تبادل لینک با ما رو دارین اینجا رو کلیک کنین


برچسب‌ها: پ ن پ, پ ن پ خنده دار
+ نوشته شده توسط حسین فرجی در چهارشنبه یکم مرداد 1393 و ساعت 13:10 |

پ ن پ خنده دار

 

 

 

مامانم داشت موهام رو شونه می کرد که یه دفعه 2-3 تا موی سفید توی موهام پیدا می کنه.

گفت : موهات سفید شده ها.

منم گفتم : پ ن پ موهام شکستن گشون گرفتن خوب بشن که اینجوری سفید شدن!!!

.

.

چند وقت پیش دستمال کاغذی گرد کردم گذاشتم تو بینی م
مامان بزرگم میگه بینیت خون اومده؟
پ نه دیدم از دماغم داره هوا میاد
گفتم حتما پنچر شدم فعلا اینو رد کنم که بادم خالی نشه

.

.

رفته بودیم بازار .. داداشم به ماهیا اشاره کرد گفت : داداشی اینا رو از تو آب میارن بیرون ؟
گفتم : پ ن پ .! از دل کوه استخراجشون میکنن .! 
والا با این سوالاشون .!

 

اگه تمایل به تبادل لینک با ما رو دارین اینجا رو کلیک کنین


برچسب‌ها: پ ن پ, طنز پ ن پ
+ نوشته شده توسط حسین فرجی در سه شنبه سی و یکم تیر 1393 و ساعت 12:28 |

لطیفه های خنده دار مرداد ماه

 

 

یه بار یه کلاغ با یه زرافه با هم ازدواج می کنند بچشون میشه کلافه!!!

.

.

پدر یه بابایی میمیره بهش میگم مراسمش کی هستش؟

میگه : نمی خوایم مراسم بگیریم. می خواین بریم مشهد !!!

.

.

یه بابایی آخر غیرت بوده

نصف شبی زنش از خواب بلند میشه داره میره توالت

که شوهرش میگه : کجا؟ میگه : دارم میره توالت

اونم میگه : نمی خواد بری خودم میرم

.

.

دو تا مرد به نام های کافی و نعمت با همدیگه داشتن می رفتن

در حالی که فقط یه خر داشتن

نعمت گفت : اگه یه خر دیگه بود کافی بود

کافی هم گفت : همین هم که هستش نعمت هستش 

 

اگه تمایل به تبادل لینک با ما رو دارین اینجا رو کلیک کنین


برچسب‌ها: لطیفه, لطیفه های خنده دار, لطیفه مرداد ماه
+ نوشته شده توسط حسین فرجی در دوشنبه سی ام تیر 1393 و ساعت 11:0 |

لطیفه های خنده دار باحال

 

 

 

یه بابایی واسه تست بازیگری میره بعدش اون یارو که تست می گیره

بهش گفت : خوب چی بلدی

اونم گفت : من بلدم ادای کلاغ رو در بیارم.

بعدش اون یکی میگه : خوب این که کاری نداره بیا ... غار غار

اون بابائه هم ناراحت میشه پرواز می کنه میره 

.

.

.

تا حالا دیدین این یارو هایی که وقتی میان مهمونی خونمون و بهش میگیم که چایی می خوری

میگن : خیلی ممنون؟

خوب این یعنی چی؟ آره یا نه؟ آقا تکلیف ما رو مشخص کن آره یا نه؟

چای بیاریم یا نه 

 

اگه تمایل به تبادل لینک با ما رو دارین اینجا رو کلیک کنین


برچسب‌ها: لطیفه, لطیفه خنده دار, لطیفه باحال
+ نوشته شده توسط حسین فرجی در یکشنبه بیست و نهم تیر 1393 و ساعت 13:30 |
رفتم دانشگاه برای ثبت نام

طرف ازم پرسید می خواین ثبت نام کنی؟

منم گفتم : پ ن پ اومدم با شما دیداری داشته باشم!!!

 

مرغ رو دیروز از یخچال در آورده بودم

مامانم میگه : می خواین غذا درست کنی

منم گفتم : پ ن پ خانوادش اومدن از سردخونه ببرنش و بعدش هم ببرنش خاکش کنن

 

رفته بودم الکتریکی

گفتم : آقا یه لامپ مهتابی می خوام

امتحانش کرد دید روشن میشه

گفت : میبری گفتم : پ ن پ می خورم

 

اگه تمایل به تبادل لینک با ما رو دارین اینجا رو کلیک کنین

 

نرخ دلار ، قیمت دلار ، ارز ایران


برچسب‌ها: طنز پ ن پ, نوشته پ ن پ
+ نوشته شده توسط حسین فرجی در شنبه بیست و هشتم تیر 1393 و ساعت 9:55 |

نوشته اعتراف می کنم

 

 

 

اعتراف می کنم یه بار رفته بودم بیرون که سیگار بخرم

گفتم : آقا 3 تا سیگار وینستون بدین

اونم گفت : لایت باشه یا نه؟

یهو یکی از پشت سرم گفت : آره لاین باشه آخه پسرم گلوش درد می کنه

پشتمو نگاه کردم دیدم بابامه

.

.

.

چند وقت پیشا زن دایی بچه دار شد و منم شده بودم پسر عمو!

اعتراف می کنم بچه شون رو بغل کردم و

خواستم بگم انشالله زنده باشه بجاش گفتم : انشالله زنده می مونه

آی کیو یی هستم واسه خودم!

 

اگه تمایل به تبادل لینک با ما رو دارین اینجا رو کلیک کنین

 


برچسب‌ها: اعتراف می کنم, اعتراف میکنم
+ نوشته شده توسط حسین فرجی در جمعه بیست و هفتم تیر 1393 و ساعت 15:37 |

خاطره خنده دار جدید

 

 

 

یکی از دوستام می خواسته بره خونش

زد آیفون رو زد و خواهرش گوشی رو برداشت

قبل از اینکه خواهرش چیزی بگه گفت : کیه

خواهرش هم گفت : منم بعدش هم در رو باز کرد

یعنی نمی دونستیم از خنده چیکار کنیم

بععله همچین آدم هایی هم پیدا میشن

.

خاطره خنده دار جدید

.

 جـشن فـارغ التحصیلیمون بـود رفتـیم لـباس پـوشیدیم

با هـزار ذوق و شـوق کـلی عـکس گـرفتیم الان که دارم این پست رو می ذارم عکـسا حاضـر شده

خـدا شـاهده انـگار از چـندتا اورانـگوتان وحشی در حـال انـقراض عـکس گـرفتن 

 

اگه تمایل به تبادل لینک با ما رو دارین اینجا رو کلیک کنین

 


برچسب‌ها: خاطره, خاطره خنده دار, خاطره جدید
+ نوشته شده توسط حسین فرجی در پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393 و ساعت 11:41 |

ترول های خنده دار

 

 

سلام دوستان امروز واستون چند تا ترول خنده دار آماده کردم.

 

 

برای دیدن ادامه ترول های خنده دار بر روی "ادامه مطلب" کلیک کنید.


برچسب‌ها: ترول, ترول خنده دار
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین فرجی در سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393 و ساعت 14:42 |

پیامک به سلامتی

 

 

 

به سلامتی اون کسی که سیم کارتش ایرانسله ولی معرفتش دائمیه

.

.

.

به سلامتی تیکه های زنجیر که زیر بارون و آفتاب می مونن

و زنگ می زنن ولی همدیگه رو ول نمی کنن

.

.

.

به سلامتی اون کسایی که وقتی عشقشون پیششون نیست

سرشونو هی اینور و اونور نمی چرخونن تا ناموس مردم رو نگاه بکنن

 

اگه تمایل به تبادل لینک با ما رو دارین اینجا رو کلیک کنین

 


برچسب‌ها: پیامک
+ نوشته شده توسط حسین فرجی در یکشنبه بیست و دوم تیر 1393 و ساعت 0:7 |

جوک خنده دار

 

 

 

یه بابایی بوده داشته به یه تیکه یخ نگاه می کرده

و پیش خودش فکر می کرده یعنی کجاش سوراخه که داره آب میره ازش

 

.

.

.

 

ممکنه بعد از این سوال متوجه بشین که همسر آیندتون کیه؟

اینم از سوال :

همسر آیندتون کیه؟

 

.

.

.

 

سوال پرسیدن که آیا حاضری به دوران بچگیت برگردی ؟

دختره ۱۱ ساله رفته زده : آره !

با این وضع دهه شصت نسل دایناسورها محسوب میشه

+ نوشته شده توسط حسین فرجی در چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393 و ساعت 23:4 |

اس ام اس زیبا

 

 

 

وودی آلن بازیگر انگلیسی میگه :

ما آدم های ناشکری هستیم که

برای اینکه یه روز مدرسه تعطیله خدا رو شکر می کنیم.

 

راست میگه به خدا

بعدش هم به خاطر همین کارا در آینده هیچی نمیشیم...

 

.

.

.

درخت...
جهل معصیت بار نیاکان است
و نسیم....
وسوسه ایست نابه کار....
مهتاب پاییزی....
کفریست که جهان را می الاید....
چیزی بگوی پیش از انکه در اشک غرقه شوم...........
چیزی بگوی.....

 

.

اس ام اس زیبا

.

 

من با کوچه دوست میشم تا هردو از جنس خاک باشیم !

تا به عبور عادت کنیم و یادمان بماند همیشه کسی برای آمدن هست

حتی اگر نوشته باشد بن بست......

+ نوشته شده توسط حسین فرجی در جمعه شانزدهم خرداد 1393 و ساعت 23:44 |

جوک خنده دار-واکنش افراد به ماشین بوگاتی

 

 

 

 

واکنش افراد مختلف وقتی یه ماشین توپ مثل بوگاتی می بینن:

 

انگلیسی و آمریکایی : Oh my God!!!

.

عربی : احسنتم .. احسنتم..

 

ایرانی : پدر سگ .......

.

جوک خنده دار

.

از جمله نشانه های یه عطسه درست حسابی می توان به :
10-12 بار زهر مار گفتن اطرافیان
اشاره کرد


برچسب‌ها: جوک خنده دار, جوک, جوک باحال
+ نوشته شده توسط حسین فرجی در شنبه دهم خرداد 1393 و ساعت 10:9 |

اعتراف می کنم-سکسکه

 

 

 

اعتراف می کنم وقتی سکسکه می گیرم

خودمو می ترسونم تا سکسکه ام خوب بشه

به جون خودم 101% تضمین داره

.

.

.

اعتراف میکنم وقتی میرم مسافرت ی کوله پر لباس با خودم میبرم

ولی تا برگردم از همونایی که موقع رفتن تنم بود إستفاده میکنم....
همچین نابغه ای هستم من


برچسب‌ها: اعتراف می کنم, طنز اعتراف می کنم, نوشته اعتراف می کنم
+ نوشته شده توسط حسین فرجی در جمعه نهم خرداد 1393 و ساعت 12:9 |


Powered By
BLOGFA.COM